لیکن پلان فقط یک بیماری پوستی خارشدار نیست. این بیماری میتواند پوست، دهان، ناخن و حتی ریشه مو را درگیر کند. وقتی التهاب به فولیکول مو حمله میکند، بیماری با نام لیکن پلانوپیلاریس یا LPP شناخته میشود؛ وضعیتی که اگر زود تشخیص داده نشود، ممکن است باعث ریزش موی اسکارگذار و دائمی شود.
لیکن پلان چیست؟
لیکن پلان (Lichen Planus) یک بیماری التهابی و ایمونولوژیک پوست و مخاط است. به بیان دیگر، یک بیماری التهابی با زمینه ایمنی است که در آن سیستم ایمنی به بخشهایی از پوست، مخاط یا فولیکول مو واکنش نشان میدهد. این بیماری مسری نیست و بهطور مستقیم از فردی به فرد دیگر منتقل نمیشود. در حالت کلاسیک، با پاپولهای بنفشرنگ، خارشدار، تخت و چندضلعی شناخته میشود؛ اما طیف بالینی آن گسترده است و میتواند پوست، دهان، ناخن و فولیکول مو را درگیر کند. وقتی فولیکول مو هدف قرار میگیرد، با نام لیکن پلانوپیلاریس (Lichen Planopilaris / LPP) شناخته میشود؛ یعنی فرم فولیکولی این بیماری که یکی از علل مهم ریزش موی اسکارگذار اولیه است.
نکتهای که این بیماری را جدی میکند، همین درگیری فولیکول است: تا زمانی که التهاب فعال باشد و فولیکول هنوز تخریب نشده، فرصت برای کنترل وجود دارد؛ اما پس از اسکار شدن، برگشت مو در آن ناحیه محدود یا غیرممکن میشود. به همین دلیل تشخیص زودهنگام نقش تعیینکننده دارد.
انواع مهم لیکن پلان
۱. لیکن پلان پوستی کلاسیک
معمولاً با پاپولهای بنفش، خارشدار، تخت و چندضلعی دیده میشود. محلهای شایع آن مچ دست، مچ پا، ساق، کمر و گاهی ناحیه تناسلی است. در بسیاری از موارد، لیکن پلان پوستی طی یک تا دو سال ممکن است فروکش کند، اما خارش و لک پس از التهاب (PIH) میتواند باقی بماند. درمان خط اول در موارد محدود معمولاً کورتون موضعی قوی است.
۲. لیکن پلان مخاطی / دهانی
میتواند بهصورت خطوط سفید شبکهای، زخم، سوزش دهان یا حساسیت به غذاهای تند ظاهر شود. این نوع معمولاً مزمنتر است و نیاز به پیگیری دقیقتری دارد.
۳. لیکن پلان ناخن
باعث شیار، نازکشدن، شکنندگی، تشکیل تریژیوم (pterygium) و حتی از بین رفتن دائمی صفحه ناخن میشود. اگر شدید باشد، درمان سریعتری لازم دارد.
۴. لیکن پلان هیپرتروفیک
ضایعات ضخیم، خارشدار و مقاوم، معمولاً روی ساقها. گاهی با اگزما، پروریگو یا ضایعات مزمن دیگر اشتباه میشود.
۵. لیکن پلان پیگمنتوزوس (Lichen Planus Pigmentosus)
این نوع بهخصوص در پوستهای تیرهتر و تیپ پوستی III تا V دیده میشود و بهصورت لکهای خاکستری، قهوهای، دودی یا طوسی-آبی روی صورت، گردن، اطراف دهان، شقیقهها، چینها یا نواحی آفتابخورده ظاهر میشود. التهاب فعال ممکن است بسیار ظریف باشد، اما رنگدانه عمیق و مقاومی باقی میگذارد. در اینجا ترکیب درمان ضدالتهاب، روشنکننده و محافظت جدی از نور اهمیت دارد.
۶. لیکن پلانوپیلاریس (Lichen Planopilaris / LPP)
این محور اصلی بحث ریزش موی اسکارگذار است. LPP فرم فولیکولی لیکن پلان و یکی از علل مهم ریزش موی اسکارگذار اولیه است. در معاینه ممکن است اطراف فولیکولها قرمزی، پوسته، خارش، سوزش، درد پوست سر، کاهش تراکم مو و در نهایت نواحی براق و بدون منفذ فولیکولی دیده شود. وقتی فولیکول تخریب و اسکار ایجاد شد، برگشت مو در آن ناحیه محدود یا غیرممکن است؛ بنابراین درمان باید زود شروع شود.
در لیکن پلانوپیلاریس، هر ماه تأخیر در تشخیص میتواند به معنی از دست رفتن بخشی از فولیکولهای زنده باشد؛ بنابراین بیمارانی که خارش، سوزش، درد پوست سر، پوسته دور ریشه مو یا ریزش لکهای دارند، نباید درمان را فقط به مکمل، شامپو یا PRP محدود کنند.
زیرگروههای مهم لیکن پلانوپیلاریس
کلاسیک (Classic LPP)
معمولاً بهصورت پلاکهای پراکنده ریزش موی اسکارگذار در پوست سر دیده میشود. اطراف موهای باقیمانده، پوسته دور فولیکولی و قرمزی وجود دارد.
آلوپسی فیبروزان فرونتال (FFA)
بسیار مهم، بهویژه در خانمهای میانسال و پس از یائسگی. عقبرفتن خط رویش پیشانی، کاهش ابرو و گاهی کاهش موهای بدن دیده میشود. بسیاری از منابع FFA را یک واریانت بالینی از LPP میدانند.
سندرم Graham-Little-Piccardi-Lassueur
ترکیبی از ریزش موی اسکارگذار پوست سر، ریزش موی غیراسکارگذار نواحی بدن و کراتوز فولیکولار است. نادر است، اما در بحث تخصصی ارزش اشاره دارد.
تشخیص LPP؛ چرا بیوپسی مهم است؟
در ریزش موی اسکارگذار، فقط نگاهکردن کافی نیست. تشخیص باید با ترکیب چند مورد انجام شود:
- معاینه دقیق پوست سر
- درموسکوپی / تریکوسکوپی
- بررسی علائم التهاب فعال مانند قرمزی و پوسته دور فولیکولی
- گرفتن شرححال از خارش، سوزش و درد
- بررسی الگوی ریزش مو
- در موارد مشکوک، بیوپسی از حاشیه فعال ضایعه
نکته کلیدی: در ریزش موهای اسکارگذار، پیش از هر درمان زیبایی یا تقویتی، تشخیص دقیق بیماری زمینهای اهمیت دارد؛ زیرا اگر التهاب فعال کنترل نشود، حتی بهترین مزوتراپی، PRP یا مکملها هم نمیتوانند جلوی تخریب فولیکول را بگیرند.
درمانهای لیکن پلان پوستی
برای لیکن پلان محدود: کورتون موضعی قوی، آنتیهیستامین برای خارش، مرطوبکننده و حذف عوامل محرک.
برای موارد ضخیم یا مقاوم: تزریق داخل ضایعه تریامسینولون، گاهی نوردرمانی، رتینوئیدها، هیدروکسیکلروکین، متوترکسات، سیکلوسپورین، مایکوفنولات موفتیل یا سایر درمانهای سیستمیک، بسته به شدت بیماری و وضعیت بیمار.
برای لیکن پلان دهانی: کورتون موضعی دهانی، ژلها یا دهانشویههای دارویی، کنترل تحریکات، بررسی دندانها و پیگیری ضایعات مزمن.
درمان لیکن پلانوپیلاریس (LPP)
در LPP هدف اصلی، خاموشکردن التهاب فولیکول و توقف ریزش بیشتر است؛ نه تضمین رویش مجدد مو در ناحیه اسکارشده. درمان معمولاً مرحلهای است. هدف درمان در LPP معمولاً توقف پیشرفت بیماری و حفظ موهای باقیمانده است؛ بنابراین بیمار باید بداند که درمان موفق همیشه به معنی رویش مجدد مو در نواحی اسکارشده نیست.
درمانهای موضعی و تزریقی
کورتون موضعی قوی روی پوست سر، محلول، فوم یا لوسیونهای ضدالتهاب، و تزریق داخل ضایعه تریامسینولون در نواحی فعال.
درمانهای سیستمیک رایج
هیدروکسیکلروکین یکی از گزینههای پرکاربرد است. داکسیسایکلین یا داروهای ضدالتهاب مشابه در برخی بیماران استفاده میشود. در موارد فعالتر یا مقاوم، متوترکسات، سیکلوسپورین، مایکوفنولات یا رتینوئیدها با نظر متخصص قابل بررسی هستند. انتخاب دارو باید برای هر بیمار بهصورت فردیسازیشده انجام شود.
درمان LPP معمولاً طولانیمدت است و پاسخ درمان فقط با کاهش ریزش مو سنجیده نمیشود؛ بلکه کاهش قرمزی، پوسته دور فولیکول، درد، سوزش و توقف گسترش ناحیه اسکار نیز معیارهای مهم کنترل بیماری هستند. به همین دلیل پزشک پاسخ درمان را با علائم، معاینه و تریکوسکوپی پیگیری میکند.
درمانهای کمکی برای حجم و کیفیت مو
در نواحی که فولیکول هنوز زنده است، میتوان برای بهبود کیفیت مو از ماینوکسیدیل موضعی یا خوراکی کمدوز استفاده کرد. ماینوکسیدیل خوراکی کمدوز تنها با تجویز و پایش پزشک بهکار میرود و پیش از شروع آن، فشار خون و وضعیت قلبی بیمار و احتمال عوارضی مانند ورم، تپش قلب یا پرمویی باید بررسی شود.
PRP، PRF، مزوتراپی، لیزر کمتوان و درمانهای کلینیکی
PRP، PRF، مزوتراپی، لیزر کمتوان و سایر درمانهای تقویتی مو در LPP فعال، درمان اصلی محسوب نمیشوند. این روشها فقط زمانی میتوانند نقش کمکی داشته باشند که التهاب بیماری با درمان دارویی کنترل شده باشد و فولیکولهای زنده هنوز باقی مانده باشند. اگر پوست سر هنوز قرمز، پوستهدار، دردناک یا در حال پیشرفت باشد، اولویت با کنترل التهاب است.
لیکن پلان پیگمنتوزوس و درمان با لیزر
در لیکن پلان پیگمنتوزوس درمان دشوارتر است، چون رنگدانه اغلب عمیق و درمال است و التهاب مزمن هم نقش دارد. درمانها شامل ضدآفتاب جدی، قطع عوامل محرک، ضدالتهابهای موضعی مانند تاکرولیموس یا پیمکرولیموس یا کورتون کوتاهمدت، روشنکنندهها، ترانگزامیک اسید موضعی یا خوراکی در موارد منتخب، پیلینگهای محتاطانه و لیزرهای پیگمنت است.
در مورد لیزر، شواهد فعلی در لیکن پلان پیگمنتوزوس عمدتاً از مطالعات کوچک و گزارش موارد است و پاسخ بین بیماران متفاوت است. لیزر Q-switched Nd:YAG، بهویژه طول موج ۱۰۶۴ نانومتر، در برخی موارد لیکن پلان پیگمنتوزوس و لکهای عمقی پس از التهاب، با انتخاب درست بیمار و انرژی محافظهکارانه میتواند کمککننده باشد.
در تجربه بالینی ما، در برخی بیماران منتخب مبتلا به لیکن پلان پیگمنتوزوس، بهویژه زمانی که التهاب فعال کنترل شده و لکها پایدار شدهاند، استفاده محتاطانه از لیزر Q-switched Nd:YAG مانند Helios با طول موج ۱۰۶۴ نانومتر، همراه با ضدآفتاب، درمان ضدالتهاب و روشنکنندهها، میتواند به بهبود تدریجی لکها کمک کند. با این حال، پاسخ درمانی در بیماران مختلف متفاوت است و انتخاب بیمار، تستاسپات، تیپ پوستی و تنظیم انرژی اهمیت زیادی دارد.
در تجربه بالینی ما طی سالهای اخیر، بهویژه پس از پاندمی کرونا و دورههای استرس شدید، مراجعه بیماران با ریزش موی تلوژن افلوویوم، تشدید بیماریهای التهابی و خودایمنی پوست و برخی موارد لیکن پلان و لیکن پلانوپیلاریس بیشتر دیده شده است. البته در هر بیمار باید علت دقیق ریزش مو با شرححال، معاینه، تریکوسکوپی، آزمایش و در موارد لازم بیوپسی مشخص شود؛ زیرا درمان ریزش موی ساده با ریزش موی اسکارگذار کاملاً متفاوت است.
جمعبندی
لیکن پلان میتواند پوست، مخاط، ناخن و فولیکول مو را درگیر کند. در بیمارانی که خارش، سوزش، درد پوست سر، پوسته دور ریشه مو، قرمزی اطراف فولیکول یا ریزش موی لکهای دارند، مراجعه زودهنگام به متخصص پوست اهمیت زیادی دارد. درمان لیکن پلانوپیلاریس باید بر اساس شدت التهاب، سرعت پیشرفت بیماری و نتیجه معاینه و گاهی بیوپسی تنظیم شود. درمانهای تقویتی مو زمانی مفیدند که التهاب کنترل شده باشد؛ اما در فاز فعال، اولویت با خاموشکردن التهاب و جلوگیری از تخریب دائمی فولیکول است.